نهاد صلح و سازش؛ از مدیریت واکنشها تا مهندسی پیشگیرانه ی انسجام ملی/ پیشنهاد استراتژیک برای تحول ساختاری و ارتقای بازدهی عملیاتی / یادداشتی به قلم دکتر مهناز ابراهیمی

نهاد صلح و سازش؛ از مدیریت واکنشها تا مهندسی پیشگیرانه ی انسجام ملی/ پیشنهاد استراتژیک برای تحول ساختاری و ارتقای بازدهی عملیاتی
دکتر مهناز ابراهیمی مدرس و پژوهشگر مشاور حقوقی و خانواده؛ مسئول امور بانوان نهاد بین المللی سفیران اتحاد و همبستگی صلح اجتماعی خاورمیانه در کشور
باز مهندسی انسجام ملی؛ از مدیریت بحران تا استراتژی تاب آوری در نهاد صلح و سازش، در سایه ی نقشه راه گذار از رویکردهای سنتی به سوی صلح هوشمند و مدیریت استراتژیک تنوع، مقدمه ضرورت بازتعریف پارادایم؛ صلح، ابزار قدرت است.
در عصر نبردهای هیبریدی (ترکیبی و جنگهای، شناختی صلح و سازش دیگر یک «موضع اخلاقی» یا یک «اقدام تعدیل گرایانه» نیست؛ بلکه بنیان قدرت ملی و ستون اصلی تاب آوری کشور» در برابر تهدیدات خارجی است. نهاد صلح و سازش در مواجهه با چالشهای عصر حاضر نیازمند یک جهش پارادایمی» است: گذار از نقش یک «میانجی منفعل» به سوی نقش یک «مهندس فعال انسجام ملی برای دستیابی به بازدهی حداکثری این نهاد باید از مدیریت واکنشها به سمت مدیریت ساختارها» حرکت کند.
۱. گذار از «مدیریت بحران به هوشمندی پیشگیرانه (Predictive Intelligence) بازدهی پایین در نهادهای صلح نتیجهی تعقیب حوادث» به جای پیش بینی آنها» است. بازدهی واقعی، در «سکوت میان تنشها نهفته است نه در مدیریت غوغای درگیریها».
استراتژی عملیاتی ارتقای عملکرد مستلزم پیاده سازی سیستمهای پایش هوشمند تنش» است. نهاد صلح باید با استفاده از تحلیل داده های بزرگ Big Data و رصد دقیق تغییرات روانی اجتماعی در اقوام، «نقاط جوش احتمالی را شناسایی کند بازدهی بالا : یعنی جلوگیری از وقوع بحران پیش از آنکه به یک حادثه تبدیل شود.»
۲ مهندسی هویت ملی چندلایه؛ جایگزینی یکپارچگی با تنوع یکی از بزرگترین اشتباهات ،مدیریتی تلاش برای یکسان سازی فرهنگی به جای مدیریت تنوع» است. بازدهی نهاد صلح در گروی توانایی آن در تبدیل تفاوتهای قومی» به «سرمایه های مکمل» است. استراتژی عملیاتی نهاد صلح باید به عنوان مرکز مدیریت هویتهای مکمل عمل کند. هدف نباید کاهش تفاوتها» باشد، بلکه باید افزایش هم افزایی در عین تفاوت باشد. این یعنی خلقِ یک «هویت ملی وسیع» که
در آن، هر قوم، زبان و فرهنگ، خود را نه یک «جزیره»، بلکه یک «ستون | از بدنه اصلی قدرت ملی
بداند.
گذار از ساختار متمرکز به شبکه اثرگذار اجتماعی (Social Network Integration) بازدهی یک نهاد صلح با میزان نفوذ غیر مستقیم آن در لایههای زیرین جامعه سنجیده میشود. نهادهایی که تنها از طریق «فرمانهای اداری عمل میکنند در برابر خشم توده ها «ناپذیرفتنی» و در برابر دسیسه های پیچیده «بی اثر» خواهند بود. استراتژی عملیاتی ایجاد ساختار صلح توزیع شده» نهاد صلح باید از طریق ایجاد «سفیران صلح» در میانِ ،نخبگان، بزرگان روشنفکران و رهبران فکری هر قوم، یک «شبکه صلح» ایجاد کند. بازدهی بالا یعنی عصبی تبدیل صلح از یک دستور ،دولتی به یک ارزش اجتماعی و یک رفتار روزمره.»
۴. استراتژی دفاعِ «شناختی» در برابر جنگهای نرم
امروز، نبرد اصلی در «ذهنها» و «احساسات قومی جریان دارد. هرگونه ضعف در عملکرد نهاد صلح، فضایی برای ورود روایتهای کینه توزانه و جنگهای شناختی دشمن» فراهم می کند. استراتژی عملیاتی نهاد صلح باید به یک مرکز عملیات دفاعِ شناختی مجهز شود. این یعنی توانایی تولید روایتهای قدرتمند مقابله با فتنه سازیهای مجازی و مدیریت فضای عمومی بازدهی نهاد صلح زمانی به اوج میرسد که بتواند جنگ روایتها را در میدان رسانهها و فضای مجازی با اقتدار مدیریت کند.
سخن پایانی صلح، تکنولوژی بقای ملت هاست
نهاد صلح و سازش نه یک نهاد تشریفاتی بلکه موتور محرک ثباتِ ملی است بازدهی بالای این نهاد، تضمین کننده امنیت اقتصادی سیاسی و اجتماعی کشور است. ما با ایجاد ساختارهای هوشمند صلح»، نه تنها از شکافها جلوگیری میکنیم بلکه از دل این تنوع یک قدرت تزلزل ناپذیر میسازیم
«صلح، هنر مدیریت تفاوتها برای رسیدن به هدف مشترک است.»

برچسب ها :دکتر مهناز ابراهیمی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰