دزفول؛ پارادایمِ مقاومتِ ساختارمند و تجلیِ تاب‌آوریِ اجتماعی در دوران دفاع مقدس / دکتر محمدامین جامعی؛ پژوهشگر و مدرس دانشگاه

مقاومت در دزفول، «نهادی مردمی» بود.
کد خبر : 1411
تاریخ انتشار : شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۷:۲۲
دزفول؛ پارادایمِ مقاومتِ ساختارمند و تجلیِ تاب‌آوریِ اجتماعی در دوران دفاع مقدس / دکتر محمدامین جامعی؛ پژوهشگر و مدرس دانشگاه

دزفول؛ پارادایمِ مقاومتِ ساختارمند و تجلیِ تاب‌آوریِ اجتماعی در دوران دفاع مقدس
به قلم: دکتر محمدامین جامعی؛ پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

مقدمه: دزفول، میعادگاهِ اراده‌هایِ پولادین
مقاومت در منظومهٔ فکریِ انقلاب اسلامی، تنها یک راهبردِ نظامی نیست؛ بلکه «هویتی متعالی» است که در کشاکشِ تهدیداتِ وجودی، به «فرهنگِ زیستن» تبدیل می‌شود. در این میان، دزفول نه یک نقطه جغرافیایی، که «دکترینِ زندهٔ پایداری» است. واکاویِ تجربهٔ ۴ خرداد، نه مطالعهٔ یک واقعه در گذشته، بلکه بازخوانیِ الگویِ اصیلِ «مدیریتِ بحرانِ انقلابی» در برابرِ استکبار جهانی است. دزفول در این مسیر، آینهٔ تمام‌نمایِ غیرتِ ایرانی و ایمانِ راسخِ مردمی است که در کنارِ سایرِ اقوام و هموطنانِ غیورمان در جای‌جایِ ایرانِ عزیز، ثابت کردند که ارادهٔ ملت، فراتر از هر سلاحی است.

۱. تبارشناسیِ «تاب‌آوریِ غیرمتقارن» (تحلیل داده‌بنیان)
تحمیلِ ۱۷۶ موشکِ دوربرد بر پیکرهٔ شهر، تلاشی مذبوحانه برای درهم‌شکستنِ «ساختارِ روانیِ جامعه» بود. اما دزفول با اتکا به «ایمانِ استراتژیک»، این تهدید را به فرصتی برای تثبیتِ ارکانِ مقاومت تبدیل کرد. دزفول در این امتحانِ الهی، تنها نبود؛ بلکه همراه و همدوش با ارادهٔ پولادینِ ملتِ بزرگ ایران، سدی سدیم در برابرِ تهاجمِ دشمن ایجاد کرد. نرخِ خیره‌کنندهٔ ماندگاریِ جمعیت در دزفولِ زیرِ آتش، نشان‌دهندهٔ پیوندِ ناگسستنیِ مردم با ارزش‌هایِ اعتقادی و «سیرهٔ امام و امت» است.

۲. مردم‌سالاریِ در سنگر؛ الگویِ جهادِ همگانی
مقاومت در دزفول، «نهادی مردمی» بود. در این الگویِ انقلابی، تخصصِ علمی در کنارِ تعهدِ دینی، قرارگاه‌های پشتیبانی را به «مراکزِ تولیدِ قدرتِ نرم» بدل کرد. همان‌گونه که در تمامیِ مناطقِ ایرانِ عزیز، آحادِ مردم با جان و دل در پیِ حفظِ تمامیتِ ارضی بودند، در دزفول نیز نقش‌آفرینیِ آحادِ مردم، به‌ویژه زنانِ صبور و جوانانِ حماسه‌ساز، در لایه‌های مختلفِ خدمات و پشتیبانیِ رزمی، تجلیِ عینیِ «بسیجِ همگانی» بود. این الگویِ حکمرانیِ مردم‌نهاد، در ادبیاتِ مدیریتیِ جهان، مصداقِ بارزِ «استقامتِ هوشمندانه» است.

۳. نتیجه‌گیری: تداومِ مکتبِ مقاومت در گامِ دوم انقلاب
آنچه دزفول را در تاریخِ معاصرِ ایران جاودانه کرد، «استمرارِ پایداری» بود؛ نه فقط در برابرِ موشک‌ها، بلکه در برابرِ سیاست‌هایِ فرساینده.
به عنوانِ جمع‌بندیِ تحلیلی می‌توان تأکید کرد:
۱. مدلِ عملیاتی: الگویِ دزفول، الگویِ «بومی‌سازیِ مدیریتِ بحران» است که در آن، سرمایهٔ اجتماعی و اعتمادِ عمومی، موتورِ محرکِ بازسازیِ پس از هر ضربه است.
۲. پیامِ راهبردی: دزفول، نمادِ وحدتِ ملی است. همان‌طور که دزفول در ایامِ دفاع مقدس، جان‌پناهِ عزتِ ایران بود، امروز نیز مکتبِ دزفول، «سرمایهٔ تمدنیِ نظام اسلامی» برای عبور از فتنه‌هایِ ترکیبی است.
۳. چشم‌انداز: برای عبور از گردنه‌های سخت و دستیابی به «ایرانِ قوی»، باید مکتبِ دزفول را به‌عنوانِ الگویِ مرجع در حکمرانیِ بحران بازتولید کرد. مقاومتِ دزفول، نه یک «پایان»، که «آغازِ رویش‌هایِ تمدنی» در گامِ دومِ انقلاب اسلامی است. ما معتقدیم این روحیه، میراثِ مشترکِ همهٔ ایرانیان است که باید در جای‌جایِ میهنِ اسلامی، به عنوانِ «خمیرمایهٔ پیشرفتِ علمی و اقتدارِ سیاسی» جاری و ساری گردد.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.