محسن ساکی؛ حقوقدان و فعال اجتماعی:
قدرت ایران در حقوق بین الملل پس از جنگ رمضان برای جهان ثابت شد / اقتدار ملی و دانش حقوقی ایران در عرصه بینالمللی ستودنی است

اقتدار ملی و دانش حقوقی ایران در عرصه بینالمللی ستودنی است
یک حقوقدان و فعال اجتماعی خوزستان در تبیین تحول ایران بعنوان یک قدرت برتر از منظر حقوق بین الملل بعد از جنگ تحمیلی سوم(جنگ رمضان) گفت: عملا تحول جایگاه ایران پس از جنگ رمضان باعث ایجاد اقتدار در نظم جهانی شده است.
محسن ساکی در گفتگو با خبرنگار ما در اهواز با تبریک آغاز هفته قوه قضائیه، با بیان اینکه همواره در جنگهای تحمیلی گذشته، تمرکز حقوقی ایران بر اثبات حق دفاع مشروع بود گفت: اما امروز، ایران از یک بازیگر تدافعی، به یک قدرت اثرگذار تبدیل شده است.
وی با تاکید بر اینکه این تحول در ایران صرفا یک ادعای سیاسی نیست و یک واقعیت حقوقی است گفت: امروز قدرت برتر ایران در حقوق بینالملل، دیگر تنها با توان نظامی سنجیده نمیشود بلکه بر اساس توانایی کشور ما در حفظ ثبات در عرصه بینالمللی است. جایگاه ایران امروز در نظم نوین؛ از دفاع فراتر رفته و به سمت تعیین قواعد بین المللی پیش رفته است.
این مدرس حقوق بین الملل عمومی دانشگاه، روند تحول قدرت ایران پس از عبور از جنگ رمضان را چشمگیر برشمرد و گفت: اکنون ایران در یک مرحله تاریخی قرار دارد.
محسن ساکی گفت: ایران در حال حاضر به مرحله ای از اقتدار رسیده است که در آن، جایگاه خود را در ساختار قدرت های برتر جهان توسعه داده است. تجربه نشان داده که قدرت ها در لحظات سخت، بازآفرینی میشوند و دیدیم که ایران در بحران های سرنوشت ساز مانند جنگ رمضان وارد مرحلهای از تکامل شد. در واقع ایران به دنیا نشان داد که حق دیگر تنها یک مطالبه نیست، بلکه یک اقتدار است.
وی با اشاره به اینکه از منظر حقوق بین الملل، قدرت یک کشور زمانی معنا پیدا می کند که بتواند بر قواعد بازی اثر بگذارد گفت: تحول امروز ایران نشان دهنده آن است که ایران دیگر بر اساس حقوق دفاعی عمل نمی کند بلکه در حال بازتعریف نظم بینالمللی و ایجاد توازن در عرصه قدرت است. بی شک این تغییر، نتیجه پیوند میان اقتدار ملی و دانش حقوقی در عرصه های بینالمللی است.
مسئول انجمن حقوق خصوصی سازمان بسیج حقوقدانان خوزستان گفت: هم اکنون ایران در ساختار قدرت های برتر جهان دارای یک جایگاه ویژه است و نقش مهمی در تعیین قواعد جهانی دارد.
محسن ساکی گفت: امروز ایران دیگر یک بازیگر معمولی در حقوق بین الملل نیست بلکه در مسیر تحول و در کانون نظم جدید جهانی است.
وی در بخشی دیگر گفت: تحلیل تحول ایران از منظر حقوق بینالملل و روابط بینالملل پس از جنگ تحمیلی (۱۳۵۹-۱۳۶۷)، نیازمند نگاهی چندبعدی است. از دیدگاه نظریات مختلف، این دوران نشاندهنده گذار ایران از یک کشور با تمرکز صرف بر بقاء به کشوری است که در تلاش برای تثبیت خودمختاری استراتژیک و نفوذ در «سلسلهمراتب منطقهای» است.
وی افزود: در اینجا یک تحلیل حقوقی و سیاسی از این تحول در چهار محور اصلی ارائه میدهم:
۱. گذار از دفاع مرزی به «دفاع پیشدستانه» و چالش اصل مداخلهناپذیری
جنگ تحمیلی، آسیبهای شدیدی به حاکمیت ملی ایران وارد کرد. در بازسازی پس از جنگ، استراتژی ایران تغییر کرد تا از وقوع بحران در مرزها جلوگیری کند.
– تحلیل حقوقی: از منظر حقوق بینالملل، این تحول با اصل «عدم مداخله در امور داخلی دولتها» و «احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی» در تضاد یا همسویی با آن مورد بحث قرار میگیرد.
– دیدگاه واقعگرایانه: واقعگرایان این تحول را نوعی «دفاع پیشدستانه» میبینند. ایران تلاش کرد با ایجاد لایههای امنیتی در خارج از مرزهای خود، هزینه امنیت ملیاش را کاهش دهد. اما از منظر حقوقی، گسترش نفوذ در مناطق همجواری، همواره با چالشهای مربوط به مشروعیتِ حضور در خاک سایر کشورها و تعاریف حقوقی از «مداخله» مواجه است.
۲. خودکفایی در صنایع دفاعی و حق دفاع مشروع
یکی از آثار اصلی جنگ، درک این واقعیت بود که برای حفظ حاکمیت، نباید به تأمینکنندگان خارجی وابسته بود.
– تحلیل حقوقی: توسعه صنایع دفاعی ایران بر پایه حق دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد استوار است. از نظر حقوقی، هر دولتی حق دارد برای حفظ تمامیت ارضی خود، هرگونه توانمندی لازم (از جمله تکنولوژیهای نظامی) را توسعه دهد.
– تحول استراتژیک: این خودکفایی باعث شد ایران از یک مصرفکننده تکنولوژی نظامی به یک تولیدکننده تبدیل شود که این امر، «قدرت بازدارندگی» را بعنوان یک رکن حقوقی-سیاسی برای حفظ صلح و امنیت ملی تقویت کرد.
۳. نبرد حقوقی در برابر «اقدامات قهری یکجانبه»
یکی از مهمترین عرصههای تحول ایران، تقابل حقوقی با تحریمهای بینالمللی است.
– تحلیل حقوقی: ایران همواره مدعی بوده است که تحریمهای یکجانبه برخلاف منشور ملل متحد و قوانین سازمان ملل، غیرقانونی هستند، زیرا هدف آنها تغییر رفتار یک دولت از طریق فشار اقتصادی بر جمعیت غیرنظامی است.
– تحول در جایگاه: ایران از یک کشور تحت فشار، به یک بازیگر تبدیل شده که در محافل حقوقی بینالمللی (مانند دیوان بینالمللی دادگستری یا نهادهای حقوق بشری) به دنبال بازتعریف «مشروعیت تحریمها» و دفاع از حق توسعه و حق برخورداری از حقوق اولیه بشر است. این یک نوع «دیپلماسی حقوقی» برای مقابله با قدرتهای بزرگ است.
۴. موضوع هستهای: تقابل بین «حق توسعه» و «تعهدات عدم اشاعه»
تحول ایران در حوزه فناوری هستهای، یکی از پیچیدهترین پروندههای حقوق بینالملل در دوران معاصر است.
– تحلیل حقوقی: این مسئله در نقطه تقاطع دو قاعده حقوقی قرار دارد:
۱٫ حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای (طبق پیمان NPT و حقوق عمومی بینالملل).
۲٫ تعهدات مربوط به عدم اشاعه و نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
– تحلیل قدرت: ایران تلاش کرده است تا با استفاده از چارچوبهای حقوقی، «حق تولید فناوری» را به عنوان یک بخشی از حاکمیت و توسعه ملی تثبیت کند. این تقابل نشاندهنده تلاش ایران برای عبور از وضعیت یک کشور «تابع» در حوزه تکنولوژی به یک کشور «پیشرو» یا «دارای توانمندی استراتژیک» است.
وی گفت: در جمعبندی تحلیل باید گفت که اگر بخواهیم از منظر واقعگرایی این تحول را خلاصه کنیم: ایران پس از جنگ تحمیلی، از وضعیتی که در آن «قربانی تجاوز» بود، به وضعیتی رسید که در آن در تلاش است تا از طریق «بازدارندگی نظامی»، «خودکفایی تکنولوژیک» و «دیپلماسی حقوقی در برابر تحریمها»، جایگاه خود را به عنوان یک قدرت منطقهای تثبیت کند. نکته کلیدی: تحول ایران صرفاً یک تغییر نظامی نبود، بلکه یک تغییر در «پارادایم حاکمیت» بود؛ یعنی گذار از حاکمیت آسیبپذیر به حاکمیتی که سعی میکند با ابزارهای حقوقی و نظامی، فضای مانور خود را در نظام بینالملل(که آنارشی است) گسترش دهد.
برچسب ها :محسن ساکی ، محسن ساکی - اهواز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : ۰